close
تبلیغات در اینترنت
حرف های خودمانی با آقا
تبلیغات شما

آخرین اخبار

این متن اخرین اخبار سایت است میتوانید از تنضیمات بلوک های دلخواه تغییر دهید مشاهده متن کامل خبر

حرف های خودمانی با آقا

وای آقاجون! بازم ما رو منتظر گذاشتی! خیلی دلم بهونه تون رو گرفته! بازم چشمای گریون ما به راه پس کی می آیی؟ خدایا چشمای منتظر ما تا کی باید چشم براه سرورمون باشه؟ آقا جون یک جمعه دیگر هم گذشت یک جمعه دیگه م غروب شد. ما رو توی این جاده پر پیچ و خم انتظار تنها نگذار.


از شنبه تا پنج شنبه منتظر جمعه ایم. خدایا یعنی می شه یک روز صبح جمعه که بلند می شویم همه جا پر از شور و شوق باشه که آقامون ظهور کرده. وای که دلم پر می زنه واسه اون صبح ... بقیه دلنوشته رو تو ادامه مطلی بخوانید!

آقاجون! تا کی می خواهی پشت این ابرها باشی. ابرها رو کنار بزن و خودتو به ما نشون بده. اون چهره نورانیت رو که مثل ماه می درخشد. اون قد و بالای رشیدت را.
آه! آقاجون تا کی صبح به صبح دعای عهد بخونیم به بهونه این که وقتی مولامون میاد یکی از یارانش باشیم. وای که چقدر خوبه آدم یکی از یاران امام زمان باشه. وای که چقدر خوبه آدم عاشق کسی مثل امام زمان باشه.
جمکرانت هم مثل خودت باصفاست. وقتی می بینم دسته دسته آدم ها دارن میان به مسجدت واقعاً ته دلم می لرزه یعنی همه اونایی که میان واسه ظهور شما هم دعا می کنند. یا اینکه هر کس به فکر خودش. نمی دونم؟! خوش به حال کسانی که می بیننت. ازت خبر دارن. احساست می کنند. مهدی جان بیا و ما را از این ظلمت رهایی بده.
می دانم که گناه کارم. در زندگیم خطا و اشتباه خیلی کردم، ولی اینک با کوله باری از نیاز دستانم را به سویت دراز می کنم تا گرمی دستانت را حس کنم. تا آمدنت به این جاده غبارآلود انتظار، چشم می دوزم.

رویا حاج محمد حسینی/ 14 ساله/ قم


دعاي ما به در بسته مي خورد اي كاش
خودت براي ظهورت دعا كني آقا

  • بازدید: 262
  • نظرات:
  • تاریخ ارسال: جمعه 25 فروردين 1391
  • دسته بندی: