close
تبلیغات در اینترنت
درد دل
تبلیغات شما

آخرین اخبار

این متن اخرین اخبار سایت است میتوانید از تنضیمات بلوک های دلخواه تغییر دهید مشاهده متن کامل خبر

درد دل

آقا جان به خدا شرمنده ام! کارم شده که هر جمعه از تو گله کنم که چرا نمی آیی؟ 

انگار فراموش کردم که خود را اصلاح کنم مولا جان مرا ببخش که منتظر تو بودن را یدک میکشم.... 

ای خدا خواهم خدایی ام کنی 

مهدوی دینی،سمائی ام کنی 

گر مرا با خود بدانی یک زمان 

ارزششش به از زمین و آسمان 

انتظار فرج به همراه طاعت و بندگی کافی نیست بلکه تحصیل از راه اطاعت و بندگی نیز لازم است خدا میداند که در زمان غیبت به خاطر ضعف ایمان بر سر افراد چه می آید خدا به ما طاعت و بندگی وایمان عنایت فرماید. 

برای تعجیل در فرج باید دعا کرد دعای تعجیل فرج دوای دردهای ماست در روایت است که در آخر الزمان همه هلاک میشوند مگر کسانی که برای تعجیل در فرج دعا کنند یعنی اگر برای فرج آقا دعا می کنید معنایش این است که هنوز ایمانتان پابرجاست. 

دعا بدون پرهیز از گناه فایده ای ندارد چرا که کسانی که در خواب یا بیداری به نحضر آقا امام زمان مشرف شده اند از آن حضرت شنیده اند که فرمود ه است: برای تعجیل در فرج من زیاد دعا کنید. 

از جمله شرایط دعا پرهیز و توبه از گناهان است نه اینکه برای تعجیل دعا کنیم اما (وای بر ما) کارهایمان تعجیل در فرج را به تاخیر اندازد.

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

دلتنگم آقا ؛ دلتنگ ديدنت ؛ دلتنگ شنيدن صداي انا المهدي ت ...

تا کجای عمر باید هر شب درانتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ یامولا !

بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان راابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق٬رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری توچه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلیمی نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان راخزان به یغما می برد .

بلندای پرواز خورشید را کهمی بینم این سوال در ذهنم می روید ٬ که آشیانه خورشیدکجاست؟

کبوتران سپیدبال که نشانه هایآرامش آسمانند ٬ شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش مینهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دلکوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

در کدامین بستر مهربانی ٬ دل پرخروشش به آرامش می نشیند؟

یک روز با خورشید همسفر شدم . دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .

خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است .

اما آشیانه خورشید رایافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .

اگر روزنه ای در دل توبگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هرخورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

آری ! می شناسمت ٬سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام وچون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را میشناسم

 

الهم عجل لولییک الفرج

  • بازدید: 335
  • نظرات:
  • تاریخ ارسال: جمعه 01 ارديبهشت 1391
  • دسته بندی: