close
تبلیغات در اینترنت
هی خدا ....
تبلیغات شما

آخرین اخبار

این متن اخرین اخبار سایت است میتوانید از تنضیمات بلوک های دلخواه تغییر دهید مشاهده متن کامل خبر

هی  خدا ....

زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت . مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نمود. در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان انگشت های دست پسر قطع شد. وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كی انگشتهای من در خواهند آمد؟
آن مرد آنقدر مغموم بود كه هيچ نتوانست بگويد به سمت اتوموبيل برگشت وچندين بار با لگد به آن زد. حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد. او نوشته بود: "دوستت دارم پدر" روز بعد آن مرد خودكشي كرد.... دوستان گلم خشم و عشق حد و مرزي ندارند دومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندكي دوست داشتنی داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيد كه: اشياء برای استفاده شدن و انسانها براي دوست داشتن می باشند. در حاليكه امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند. بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم

  • بازدید: 264
  • نظرات:
  • تاریخ ارسال: جمعه 05 خرداد 1391
  • دسته بندی: