close
تبلیغات در اینترنت
گشایش سبز
تبلیغات شما

آخرین اخبار

این متن اخرین اخبار سایت است میتوانید از تنضیمات بلوک های دلخواه تغییر دهید مشاهده متن کامل خبر

 

وقتى زمانه بر تو سخت مى گیرد، روزگار با چهره ى دشوارى ورنج به تو رو مى کند گرفتارى ها از هر سو دست وپاى دلت را مى بندد وهر خردى در برابر چشمت، اندوهى بزرگ جلوه مى کند وبر داغى مرهم ننهاده، داغى دیگر بر سینه ات زخم مى زند، آرزو مى کنى درى به وادى امن وآسایش گشاده شود که آفتابى دلچسب وسکوتى آرام بخش داشته باشد. به انتظار بهار مى نشینى، تا راه نجات تو از همه ى رنج ها باشد. آرزو مى کنى که در کارت فرجى حاصل شود، راهى باز شود، چاره اى ساز شود وسینه ى تنگت به نفسى آرام دل خوش کند.
اینک در عصر غیبت بهار، ما این گونه مانده ایم. دل هامان در بند تجمل ورفاه، چشم هامان اسیر رنگ ووارنگ دنیا وقلب هامان گرفتار غفلت وجهالت است. دشمن نفس از یک سو به تباهى مان مى کشاند وشیطان قسم خورده ى بیرونى نیز از سوى دیگر به ظلمت مان مى خواند. بلا بر ما شدت گرفته،(1) درماندگى مان آشکار شده،(2) پرده از کارمان برداشته شده،(3) زمین بر ما تنگ مى گیرد وآسمان از ما باران را دریغ مى دارد.(4) آرزومان گشایشى نیکوست،(5) فرجى آسمانى، زود ونزدیک؛ چشم بر هم زدنى بیش، تاب نداریم.(6) در عطش حیات خواهیم سوخت اگر تو نیایى، اى زنده ترین بهار حقیقت! او در گرداب گرفتارى ها غرق خواهیم شد، اى مهربان ترین منجى موعود. اى همه سپیدى وپاکى! اگر تو نیایى، در اسارت رنگ هاى مجازى تباه خواهیم شود. اى روشن ترین جلوه ى بهشت! چاره ى مان تنها به دست تواناى توست. در قفس غفلت را تنها نگاه رحیمانه ى تو مى گشاید، به نسیم رحمت تو اندوه از دل ها زدوده مى شود(7) وغم از سینه ها بار مى بندد،(8) زمین تاریک پر از ظلم وجور، به قدم پاک تو، از شمیم نور وعدالت پر مى شود.(9) اى کشتى نجات! اگر تو نیایى آسمان دلمان گرفته خواهد بود وداغ عصرهاى جمعه هر هفته بر دل هامان سنگینى خواهد کرد. دست وپامان در بند مادیت خاک، اسیر خواهد ماند.
اگر تو نیایى حیات بوى ماندن نخواهد داشت وزنده بودن بوى زندگى نخواهد داد. بى تو اى حقیقى ترین حیات! همه چیز مجازى است. جز عشق تو هر عشقى مجاز است ورنگ غم دارد وجز در نگاه تو مهربانى بى معناست.
اگر تو نیایى، حق در غربت افول، خواهد ماند(10) وظلمت، پادشاه گستره ى وجود خواهد بود(11) واندوه، پرده اى بر همه ى زیبایى هاى طبیعت خواهد کشید.(12) هستى لحظه به لحظه در انتظار ظهور توست، اى شادى بخش روزگاران!(13) پس بیا، اى مهربان ترین نگاه وبتاب اى خورشید تاریکى ها!(14)
قدم برنه، اى بهارى ترین فصل!(15) بیا تا روزهامان درخشان شود(16) بیا تا پرچم هاى برافراشته ى تو را بر سر در همه ى دل هاى مان به پا کنیم. بیا ودر کارمان گشایشى کن!
لطیفا! مهربانا! به مهربانى ات باب فرج بر ما بگشا (17) وبه لطفت سلطه ى غم بر را از ما بردار!(18) رحمتى بر ما فرو فرست وگشایشى شیرین ودلپذیر در کارمان بنه!(19) دینمان را عزت بخش، حق را طالع کن، تاریکى را بمیران وپرده ى اندوه را برکش!(20) رحیما! به گناهانمان در مگیر، به سیاه رویى مان چشم مینداز، به تهى دستى مان در نکویى وطاعت غضب میاور. باران رحمتت را بر ما نازل کن، بهار را مژده ى ظهور ده، در ظهور منجى موعودمان تعجیل کن، چشم آلوده به دنیامان را به جمال نورانى اش روشن دا وبه نسیم آمدنش دل هاى مرده مان را مستى حیات بخش، اى مهربان ترین مهربانان!

پی نوشت:

1- مفاتیح الجنان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الأرض ومنعت السماء)
2- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)
3- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)
4- همان، ص 221: (الهى عظم البلاء وبرح الخفا وانکشف الغطا وانقطع الرجا وضاقت الارض ومنعت السماء)
5- همان،ص 221: (ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا کلمح البصر او هو اقرب)
6- همان، ص 221: (ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا کلمح البصر او هو اقرب)
7- همان، ص 905: (بکم ینفس الهم ویکشف الضر)
8- همان، ص 905: (بکم ینفس الهم ویکشف الضر)
9- همان، ص 224: (أنت الذى تملأ الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا)
10- همان، ص 871: (واطلع به الحق بعد الأفول وأجل به الظلمة واکشف به الغمه)
11- همان.
12- همان.
13- همان،ص 874: (نضرة الأیام)
14- همان، ص 874: (السلام على الشمس الظلام)
15- همان،ص 874: (السلام على ربیع الأنام)
16- همان، ص 870؛ (فان أدرکت أیامک الزاهرة)
17- همان، ص:220: (وافتح لى یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک)
18- همان، ص:220: (وافتح لى یا رب باب الفرج بطولک واکسر عنى سلطان الهم بحولک)
19- همان، ص 220: (وهب لى من لدنک رحمةو فرجا هنیئا)
20- همان، ص 871: (اللهم وأعز به الدین بعد الخمول واطلع به الحق بعد الافول واجل به الظلمة واکشف به الغمة)

منبع: کتاب روح بهار نویسنده: منیره زارعان

 

 

  • بازدید: 284
  • نظرات:
  • تاریخ ارسال: جمعه 06 مرداد 1391
  • دسته بندی: