close
تبلیغات در اینترنت
نامه ام خط به خط تمام می شود...
تبلیغات شما

آخرین اخبار

این متن اخرین اخبار سایت است میتوانید از تنضیمات بلوک های دلخواه تغییر دهید مشاهده متن کامل خبر

نامه ام خط به خط تمام می شود...

نامه ام خط به خط تمام مي شود ولي حرف هاي نانوشته ام بي قراري مي كنند. راستي مهربان من نامه ام با كدامين نشانه و به كدامين نشاني روانه كنم وبه دست كدامين قاصد بسپارم؟
باز هم جمعه غروب كرد اما؛ انتظار پنجره پايان نيافت بغض‌هاي حنجره پايان نيافت.
بار ديگر جمعه اي بود و دلي بود و اميد و تمام چشم ها رو به افق دوخته بود, آسمان هم مكث مي كرد لحظه اي تا بيايي از سفر, اي مسافر تمام قلب ها !
لحظه لحظه سرخي غروب به قلب هاي بيقرار شرر مي ريخت و با عبور لحظه ها, قلب ها در سينه ها بي تاب تر مي زد و چشم هاي انتظار خيره تر مي شد ولي انگار قرار نبود به چشم تر عاشقان قدم بگذاري.
آري باز جمعه اي ديگر از جنس تمام جمعه هاي انتظار غروب كرد اما در آينة اشكي چشمان كبوتران غريب ، تك سوار آرزوهاي سپيد جولان نداد.
مهربان! با من بگو تا كدامين بهار بايد جمعه شماري كنم؟ اي مرد جمعه حضور, بيا كه جمعه ها بيش از اين طاقت تنهايي ندارد. بيا كه جمعه ها هرچه دارند از تو دارند و هرچه داشته باشند تو را كم دارند. بيا كه عشق هم جاي خاليت را پر نكرد.
خبر داري چقدر ياس ها دلواپسي مي كنند؟ پيچك ها بر سر پرچين ها در انتظار تو نشسته اند وشكوفه هاي اطلسي در جمعه هاي بي كسي بيقراري مي كنند و بلبلان در اين باغ غم زده آواز نمي خوانند و دير گاهي است كه ترنم باراني خاك را نوازش نداده است.
جمعه ها در تمام سال ها و فصل ها عيد من است. عيد تمام لحظه هاي منتظر است, عيد تمام پا برهنگان عيد تمام انبيا است. بيا كه عيدي سبزمان حضور بهاري توست.
مولا بگو كدامين جمعه مي آيي, كدامين ماه, كدامين فصل سبز؟ بگو تا تمام كوچه هاي بي عبور دلم را با مژه هاي پريشان و اشك ديدگانم آب و جارو كنم. اگرچه من تمام جمعه ها را در انتظار تو نشسته ام.
نامه ام خط به خط تمام مي شود ولي حرف هاي نانوشته ام بي قراري مي كنند. راستي مهربان من نامه ام با كدامين نشانه و به كدامين نشاني روانه كنم وبه دست كدامين قاصد بسپارم؟
نمي دانم چرا گفته اند كه دلنوشته سبزم را به امواج آب ها بسپارم؟ شايد تمام آب ها و آبي ها در جستجوي چشمة چشمان تو اند و تو را خواهند يافت و نامه ام را به قلب نازنين تو خواهند سپرد ، پس من نامه ام را به جاري اشك هايم مي سپارم وبه تو تقديم مي كنم.
من منتظرم تو از سفر برگردي پايان شب از دل سحر برگردي
از پيش دلم چه بي خبر رفتي تو من منتظرم كه بي خبر برگردي.

  • بازدید: 377
  • نظرات:
  • تاریخ ارسال: یکشنبه 20 فروردين 1391
  • دسته بندی: